مترجم: شیدا برخورداری – ارشد مهندسی پزشکی
بیماریهای قلبی عروقی، از جمله انفارکتوس میوکارد و سکته مغزی، از علل اصلی مرگومیر در ایالات متحده هستند. ایجاد این شرایط تحت تأثیر ترکیبی از عوامل محیطی، ژنتیکی و سبک زندگی است. اختلال نعوظ و علائم دستگاه ادراری تحتانی هر دو با افزایش خطر بیماری قلبی عروقی مرتبط هستند. مدیریت موثر این شرایط برای کاهش عوارض و مرگومیر بسیار اهمیت دارد.
مهارکنندههای فسفودی استراز ۵ (PDE-5) مانند تادالافیل و سیلدنافیل بهدلیل توانایی آنها در مهار تخریب cGMP در عضله صاف که منجر به آرامش و بهبود جریان خون میشود، بهعنوان عوامل درمانی بالقوه برای بیماریهای قلبی عروقی ظاهر شدهاند. اعتقاد بر این است که آنها از طریق اتساع عروقی، افزایش عملکرد اندوتلیال و بهبود فعالیت جنسی، مزایای قلبی عروقی ارائه میدهند. این داروها برای درمان اختلال نعوظ، فشار خون ریوی ایدیوپاتیک و علائم مجاری ادراری تحتانی مرتبط با هیپرپلازی خوشخیم پروستات مورد تایید FDA هستند.
تحقیقات مزایای قلبی عروقی مهارکنندههای PDE-5 را مورد بررسی قرار دادهاند، چندین مطالعه کوچکتر نشان میدهند که این داروها ممکن است عوارض قلبی عروقی و مرگومیر را در بیماران مبتلا به اختلال نعوظ کاهش دهند. با این حال، بسیاری از این مطالعات بر روی جمعیتهای خاص، مانند افراد مبتلا به دیابت نوع ۲، تمرکز داشتند. تحلیلهای طولی گذشتهنگر نشان دادهاند که مهارکنندههای PDE-5 ممکن است بروز حوادث نامطلوب قلبی عروقی (MACE)، مرگومیر و ترومبوآمبولیهای وریدی را کاهش دهند؛ با این حال، هیچ مقایسه واضحی بین دوزها مورد بررسی قرار نگرفت. شواهد حاصل از مدلهای حیوانی و مطالعات گذشتهنگر نیز به مزایای شناختی اشاره دارد، اما آزمایشهای بالینی در مقیاس بزرگ وجود ندارد.
این مطالعه طولی با هدف ارزیابی اثرات تادالافیل و سیلدنافیل بر مرگومیر به هر علت، ایجاد انفارکتوس میوکارد، حوادث عروق مغزی (سکته مغزی)، ترومبوآمبولی وریدی و زوال عقل طی یک دوره پیگیری ۳ ساله با استفاده از یک پایگاه داده بزرگ و واقعی انجام میشود.
اهمیت بالینی: تادالافیل و سیلدنافیل بهطور فزایندهای برای اختلال نعوظ و علائم دستگاه ادراری تحتانی تجویز میشوند. تادالافیل و سیلدنافیل با مرگومیر کمتر به هر علت، انفارکتوس میوکارد، حوادث عروقی مغز، ترومبوآمبولی وریدی و زوال عقل همراه هستند. تادالافیل در مقایسه با سیلدنافیل در بیماران مبتلا به اختلال نعوظ با فواید قلبی عروقی بسیار بیشتری همراه است.
پسزمینه: اختلال نعوظ و علائم مجاری ادراری تحتانی، از هیپرپلازی خوشخیم پروستات و انسداد گردن مثانه، در مردان شایع است و با افزایش خطر بیماریهای قلبی عروقی همراه است. مهارکنندههای فسفودی استراز ۵ (PDE-5) مانند تادالافیل و سیلدنافیل برای درمان اختلال نعوظ استفاده میشوند و همچنین ممکن است بهدلیل اثرات گشاد کنندگی عروق، مزایای قلبی عروقی را نیز ارائه دهند. هدف این مطالعه ارزیابی تأثیر این مهارکنندههای PDE-5 بر مرگومیر همه علل، بیماریهای قلبی عروقی و زوال عقل در مردان میانسال مبتلا به اختلال نعوظ و علائم مجاری ادراری تحتانی طی یک دوره پیگیری ۳ ساله بود.
روشها: این مطالعه طولی دادههای ۵۰ میلیون مرد آمریکایی را با استفاده از پایگاه داده TriNetX ارزیابی کرد. این مطالعه شامل مردان حداقل ۴۰ سالهای بود که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۱ تادالافیل یا سیلدنافیل را پس از تشخیص اختلال نعوظ یا تادالافیل را پس از تشخیص علائم مجاری ادراری تحتانی مصرف کرده بودند. نتایج سه ساله ارزیابی شده شامل مرگومیر ناشی از همه علل، بیماری قلبی عروقی و زوال عقل، در مردانی که از مهارکنندههای PDE-5 استفاده میکردند در مقایسه با افرادی که از این داروها استفاده نمیکردند، بود. تطبیق تمایل برای جمعیتشناسی و هشت وضعیت از قبل موجود، انجام شد.
نتایج: گروه نهایی شامل ۵۰۹۷۸۸ مرد با اختلال نعوظ و ۱۰۷۵۹۰۸ مرد با علائم مجاری ادراری تحتانی بود. تادالافیل و سیلدنافیل با کاهش قابلتوجه خطر مرگومیر ناشی از همه علل (RR 0.66/0.76) همراه بود، در بیماران مبتلا به اختلال نعوظ تحت درمان با تادالافیل، انفارکتوس میوکارد (۰.۷۳/۰.۸۳)، سکته مغزی (۰.۶۶/۰.۷۸)، ترومبوآمبولی وریدی (۰.۷۹/۰.۸۰) و زوال عقل (۰.۶۸/۰.۷۵) مزایای قابل توجهی را نشان داد. در بیماران مبتلا به علائم مجرای ادراری تحتانی، تادالافیل بهطور مشابه با کاهش مرگومیر، بیماریهای قلبی عروقی و زوال عقل همراه بود.
نتیجهگیری: در نتیجه، استفاده از تادالافیل و سیلدنافیل در بیماران مبتلا به اختلال نعوظ باعث کاهش مرگومیر، بیماریهای قلبی عروقی و خطرات زوال عقل میشود و تادالافیل فواید بیشتری دارد. تادالافیل همچنین مزایای مشابهی را برای بیماران مبتلا به علائم دستگاه مجاری تحتانی بههمراه داشت.
Dietrich von Kuenssberg Jehle, MD, FACEP, RDMS ∙ Raheed Sunesra, MS ∙ Hamza Uddin, MD
The American Journal of Medicine. Volume 138, Issue 3. P441-448.E3. March 2025