سال 19, شماره 146, ماهنامه عرصه پزشکی

تاثیر فعالیت بدنی و ورزش در افراد مبتلا به زوال عقل جوان

مترجم: فاطمه عطارزاده ارشد بیوشیمی

زوال عقل یک وضعیت عصبی است که منجر به از دست دادن جزئی یا کامل عملکرد شناختی می شود. عوامل خطر متعددی مانند سن، سطح تحصیلات، رژیم غذایی، مصرف الکل، خواب، سیگار کشیدن و طیف وسیعی از عوامل دیگر از جمله بیماری های مزمن همراه با زوال عقل مرتبط هستند.

در سال ۲۰۱۵، ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان مبتلا به زوال عقل تشخیص داده شدند که تقریباً ۱۰٪ از افراد بالای ۶۵ سال را تشکیل می دهد. تا سال ۲۰۵۰، این شیوع به معنای بروز ۱۵۲ میلیون نفر خواهد بود. این منجر به هزینه جهانی زوال عقل بین ۱.۶ تا ۲.۴ تریلیون دلار تا سال ۲۰۵۰ خواهد شد.

زوال عقل جوانی قبل از سن ۶۵ سالگی است و نشان دهنده ۵٪ از کل موارد زوال عقل در بریتانیا و ۳.۹ میلیون مورد در سراسر جهان است. یک بررسی سیستماتیک به طور متوسط ​​۴.۴ سال بین شروع علائم و تشخیص زوال عقل جوانی را مشخص کرد که به شدت بر حمایت از افراد مبتلا به زوال عقل جوان تأثیر می گذارد. احتمالاً تا حدی به دلیل نرخ ضعیف تشخیص زودهنگام، میانگین امید به زندگی از تشخیص زوال عقل با شروع جوانی ۷.۹ سال است که بر تهاجمی بودن این بیماری تأکید می کند. در زوال عقل با شروع جوانی، سنین اولیه ای که علائم در آن تجربه می شود، با سرعت بیشتری نسبت به زوال عقل دیررس شروع به آبشاری از زوال جسمی و ذهنی می کند.

ورزش به عنوان یک مداخله غیردارویی برای افراد مبتلا به زوال عقل برای بهبود تناسب اندام، پیشرفت بیماری و کیفیت زندگی پیشنهاد شده است.  مکانیسم‌های مختلفی وجود دارد که از طریق آنها ورزش برای کند کردن پیشرفت زوال عقل پیشنهاد شده است، از جمله افزایش فاکتور نوروتروفیک مشتق از سرم مغز، افزایش جریان خون کاروتید و کاهش تجمع بتا آمیلوئید در مغز. با این حال، در بسیاری از تحقیقات افراد مبتلا به زوال عقل را حذف می‌کنند و از مدل‌های جوندگان یا آزمایشگاهی استفاده می‌کنند و مشخص نیست که آیا این مکانیسم‌ها مربوط به انسان‌های مبتلا به زوال عقل جوانیست یا زوال عقل دیررس.

داست و همکاران گزارش کردند که ۵۳ درصد از ۱۶۶ نفر مبتلا به بیماری آلزایمر با سارکوپنیا مواجه شدند که تأثیر چند سیستمی پیری را برجسته می کند. Cadore و همکارانش با مشاهده بهبود قدرت عضلانی پس از مداخله سعی کردند با تمرین مقاومتی اندام تحتانی با این چند بیماری مبارزه کنند. عدم وجود گروه کنترل به این معنی است که این نتایج باید با احتیاط تفسیر شوند. با توجه به رویکرد “تمرین ترکیبی”، Bossers و همکاران دریافتند که تعادل و استقامت پا در یک گروه تمرین ترکیبی بیشتر از یک گروه تمرینی فقط هوازی بهبود یافته است و مزایای رویکرد تمرین چند جزئی را برجسته می کند.

اگرچه ورزش به عنوان عامل مفید بر چندین پارامتر در زوال عقل دیررس شناخته شده است، اما مستندات کمی در مورد زوال عقل جوانی وجود دارد. یک بررسی اخیر نشان داد که هیچ مطالعه ای به بررسی اثرات ورزش بدنی بر شناخت، عملکرد فیزیکی، رفاه یا کیفیت زندگی در زوال عقل جوانی پرداخته نشده است. در حالی که مطالعات مداخله ورزشی در زوال عقل با شروع جوانی وجود ندارد، اجرای چنین مداخلاتی بدون متغیر وابسته غیرعملی خواهد بود. قبل از توسعه استراتژی‌های حمایتی هدفمند، ما این مطالعه مورد-شاهدی را برای شناسایی تفاوت‌های فیزیولوژیکی در زوال عقل جوانی در مقایسه با افراد سالم هم سن انجام دادیم. هدف ما مقایسه ترکیب بدن، فشار خون، آمادگی جسمانی، عملکرد ریه، فعالیت بدنی، معماری عضلانی و عملکرد اندوتلیال بین افراد مبتلا به زوال عقل جوان و افراد سالم همسن بود. ما فرض کردیم افراد مبتلا به زوال عقل جوان، مقادیر ضعیف تری را در همه متغیرها نشان می دهند.

اهمیت بالینی: تفاوت های کلیدی در ساختار عضلانی، سطح فعالیت بدنی و بی تحرکی در افراد مبتلا به زوال عقل در سنین پایین در مقایسه با گروه کنترل همسن وجود دارد.

پزشکان باید از این اختلالات در بیماران مبتلا به زوال عقل جوان آگاه باشند.

پزشکان باید مداخلات ورزشی مناسب و چند جزئی را برای رفع این کمبودهای خاص تشویق کنند.

اجرای چنین استراتژی های هدفمندی می تواند کیفیت زندگی را بهبود بخشد، استقلال عملکردی را حفظ کند و بار کلی را بر مراقبین و سیستم های مراقبت های بهداشتی کاهش دهد.

ترکیب بدن، فشار خون، حداکثر جذب اکسیژن تخمینی (VO۲max)، عملکرد ریه، فعالیت بدنی، معماری عضلانی و عملکرد اندوتلیال قبلاً در افراد مبتلا به زوال عقل جوان مورد بررسی قرار نگرفته بود. بنابراین، این مطالعه این متغیرها را در یک گروه جوان مبتلا به زوال عقل اندازه گیری کرد و آنها را با گروه کنترل همسان سنی مقایسه کرد.

روش ها: VO۲max تخمینی (از طریق تست Astrand-Rhyming)، ترکیب بدن، فشار خون، عملکرد ریه (از طریق اسپیرومتری)، معماری عضلانی (از طریق سونوگرافی)، و عملکرد اندوتلیال (از طریق اتساع با واسطه جریان) ارزیابی شد. فعالیت بدنی با استفاده از شتاب سنج ActiGraph به مدت ۷ روز اندازه گیری شد.

نتایج: ما ۳۳ شرکت کننده (۱۶ زوال عقل جوانی، ۱۷ گروه کنترل) را انتخاب کردیم. گروه زوال عقل جوانی، طول فاسیکل واستوس لترالیس کوتاه‌تری داشت، برای مدت طولانی‌تری در یک دوره ۷ روزه بی‌تحرک بودند و فعالیت بدنی با شدت متوسط ​​کمتری را نسبت به گروه کنترل انجام دادند . مقایسه های دو به دو نشان می دهد که هیچ تفاوتی بین زوال عقل با شروع جوانی و گروه کنترل برای VO۲max تخمینی ، قد، توده بدن، BMI، فشار خون، فعالیت بدنی سبک، عملکرد ریه، ضخامت عضله، زاویه سوراخ شدن، یا عملکرد اندوتلیال وجود ندارد.

نتیجه گیری این مطالعه تفاوت‌های بین افراد مبتلا به زوال عقل جوان و افراد گروه کنترل را برجسته می‌کند و بر نیاز به مداخلات ورزشی چند جزئی تأکید می‌کند. مداخلات آتی باید بافت عضلانی را هدف قرار دهند، فعالیت بدنی متوسط ​​و شدید را افزایش دهند و کم تحرکی را با هدف بهبود کیفیت زندگی و ارتقای استقلال عملکردی کاهش دهند.

Lawrence D. Hayes, PhD ∙ Ethan C.J. Berry, BSc (Hons) ∙ Nilihan E.M. Sanal-Hayes, PhD

The American Journal of Medicine. Volume 138, Issue 2. P277-286.E1. February 2025