Armin Alaedini, PhD. Stafford Lightman, PhD. Gary P. Wormser, MD
کورتیزول هورمون گلوکوکورتیکوئیدی اولیه است که توسط غدد فوق کلیوی تولید می شود و نقش مهمی در فرآیندهای فیزیولوژیکی متعدد از جمله متابولیسم، تنظیم پاسخ ایمنی، تنظیم قلبی عروقی و پاسخ استرس بدن ایفا می کند. ترشح کورتیزول از نزدیک توسط محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال (HPA) تنظیم می شود.
این فرآیند با ترشح هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین (CRH) از هیپوتالاموس آغاز می شود که باعث تحریک تولید هورمون آدرنوکورتیکوتروپیک (ACTH) توسط غده هیپوفیز می شود. به نوبه خود، ACTH غدد آدرنال را وادار به ترشح کورتیزول می کند. اندازه گیری کورتیزول به طور گسترده در تحقیقات برای بررسی رابطه این هورمون با اختلالات فیزیولوژیکی مختلف و شرایط سلامتی، از جمله اختلالات سلامت روان، اختلال عملکرد سیستم ایمنی، و اختلالات متابولیک استفاده شده است. با این حال، شناسایی مشکلات بالقوه در ارزیابی و تفسیر سطوح کورتیزول در تحقیقات ترجمه ضروری است، زیرا نادیده گرفتن آنها می تواند باعث ایجاد اطلاعات نادرست و سردرگمی در مورد ارتباط بالینی یا تشخیصی بالقوه یافته ها شود.
در ۲ مطالعه اخیر (کلین و همکاران در سال ۲۰۲۳ و فلیشر و همکاران در سال ۲۰۲۴)، محققان در مورد تجزیه و تحلیل نشانگرهای هورمونی و سایر مارکرها در نمونه خون افراد مبتلا به عواقب پس از حاد عفونت SARS-CoV-2 – که معمولاً به عنوان کووید طولانی مدت شناخته می شود، گزارش دادند. کووید طولانی مدت با طیفی از علائم پایدار (مانند خستگی، درد و مه مغزی) همراه است که میتواند ناتوان کننده باشد. قابلتوجه، قانعکنندهترین و از نظر آماری مهمترین یافته مطالعه توسط کلاین و همکاران حول سطوح کورتیزول بود که گزارش شده بود در بیماران مبتلا به کووید طولانی مدت بسیار پایینتر از گروه کنترل بدون کووید طولانی است. نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند که «کورتیزول سرم مهمترین پیشبینیکننده وضعیت طولانی COVID در مدل بود، و کورتیزول به تنهایی به AUC [ناحیه زیر منحنی] ۰.۹۶ رسید». این یافتهها بهطور گسترده در رسانهها منتشر شده و گمانهزنیهایی را در مورد پتانسیل درمانی و نشانگر زیستی آنها در کووید طولانی مدت ایجاد کرده است. از سوی دیگر، یک مطالعه جدیدتر توسط فلیشر و همکاران، تفاوت یا روند قابل توجهی را در سطوح کورتیزول در مقایسه بیماران پس از کووید-۱۹، با و بدون علائم پایدار نشان نداد، که ظاهراً با نتایج گزارش شده در مطالعه قبلی در تناقض است. اگرچه ارزیابیهای کورتیزول در هر دو این ۲ مطالعه ممکن است یافتههای قابل توجه و نتیجهای را در زمینه کووید طولانی نشان دهد، متأسفانه تحت تأثیر محدودیتها و نگرانیهای قابل توجهی در مورد نحوه ارزیابی و تفسیر سطوح کورتیزول قرار دارند.
سطح کورتیزول در بدن بسیار پویا است و از یک الگوی شبانه روزی مشخص در طول روز پیروی می کند. سطح معمولاً در نیم ساعت اول پس از بیدار شدن تا ۶۰٪ افزایش می یابد که به آن واکنش بیداری کورتیزول گفته می شود و به دنبال آن طی چند ساعت آینده کاهش شدیدی پیدا می کند و به پایین ترین حد خود در عصر می رسد. زیربنای این ریتم شبانه روزی، کورتیزول همچنین نوسانات ماوراء الطبیعه را در یک الگوی ضربان دار با چندین بالا و پایین در طول روز که دامنه آن تغییر می کند، نشان می دهد. به دلیل این نوسانات و تغییرات گسترده و سریع در سطوح گردش خون، ارزیابی قابل اعتماد و قابل تکرار ترشح کورتیزول بی اهمیت نیست. چنین ارزیابی نمی تواند تنها بر اساس یک اندازه گیری باشد، بلکه مستلزم جمع آوری چندین نمونه خون، بزاق یا ادرار در طول روز است. هر اندازه گیری منفرد نیز در حالت ایده آل باید زمان سپری شده از بیداری را در نظر بگیرد و نه لزوماً فقط زمان روزباشد. در ارزیابی تفاوت در برون ده کورتیزول بین گروهها، اندازهگیریهای متعدد در نمونههای خون یا بزاق معمولاً برای تجزیه و تحلیل تغییر از سطح پایه، اندازه پاسخ بیداری کورتیزول، یا ارتفاع و شیب منحنی روزانه استفاده میشود.
با کمال تعجب، هیچ یک از این رویکردها در هیچ یک از ۲ مطالعه ذکر شده در مورد سطح کورتیزول در کووید طولانی مدت اتخاذ نشد. هر دو مطالعه یک اندازه گیری واحد را در پلاسمای خون یا سرم انجام دادند، که با توجه به زمان روز، اما نه زمان پس از بیدار شدن، برای جمع آوری نمونه بود. مهمتر از آن، هیچ تلاشی برای گرفتن نمونه های سریالی برای غلبه بر مشکل مربوط به تغییرات بسیار سریع رخ داده به دلیل ریتمیک اولترادیان انجام نشد. با توجه به نوسانات چشمگیر کورتیزول اولترادیان و روزانه، تفسیر معنادار سطوح کورتیزول گزارش شده در این ۲ مطالعه به سادگی امکان پذیر نیست. این موضوع با ارتباط بالقوه COVID طولانی با اختلالات خواب، از جمله زمانهای بیدار شدن زودتر از حد متوسط، که میتواند به طور قابلتوجهی منحنی روزانه کورتیزول را تغییر دهد، تشدید میشود و سطح گردش خون بهطور یکنواخت پایینتر را در طول روز نشان میدهد. یافتههای اضافی که زمان جمعآوری نمونه پیشبینیکننده قابلتوجهی برای سطوح کورتیزول در مطالعه کلین و همکاران نبود، به نگرانیهای موجود در مورد اعتبار نتایج گزارششده و نتیجهگیری در مورد ارزش غلظت کورتیزول خون به عنوان یک بیومارکر زیستی بالقوه کووید طولانی می باشد.
با توجه به وجود خستگی مداوم به عنوان یک علامت بارز COVID طولانی، ارزیابی عملکرد محور HPA از طریق ارزیابی خروجی کورتیزول یک رویکرد منطقی است. با این حال، با توجه به دادههای موجود و کاستیهای روششناختی عمده ذکر شده در ۲ مطالعه منتشر شده، واضح است که نه کاربرد کورتیزول بهعنوان نشانگر زیستی و نه ارزش درمانی کورتیکواستروئیدها در درمان طولانی مدت کووید در این مقطع قابل توجیه نیست. موضوعات مطرح شده در اینجا بر نیاز به تحقیقات دقیق و جامع بیشتر در مورد رابطه بین پاسخ کورتیزول و کووید طولانی مدت، توجه ویژه به الگوی روزانه کورتیزول و عوامل مخدوش کننده احتمالی موثر بر این الگو، و استفاده از روش های مستند و ثابت شده برای ارزیابی کورتیزول تاکید می کند. سطوح در دسترس بودن اخیر تکنیکهای جدید برای اندازهگیری متوالی سطح کورتیزول در طول ۲۴ ساعت کامل، از جمله در طول خواب، باید روششناسی مورد نیاز برای به دست آوردن دادههای قابل اعتماد و دقیق در مورد عملکرد محور HPA در شرایط طولانی COVID و سایر شرایط را فراهم کند.
The American Journal of Medicine. VOLUME 137, ISSUE 7, P564-565, JULY 2024