تازه های پزشکی

کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک انسدادی و نقش Mavacamten در نوجوانان

Joseph W. Rossano, M.D., Charles Canter, M.D., Cordula M. Wolf, M.D., Andrew Papez, M.D

کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک شایع‌ترین بیماری قلبی عروقی ارثی است و عمدتاً با هیپرتروفی بطن چپ در غیاب بیماری قلبی، سیستمیک یا متابولیک دیگر مشخص می‌شود. انسداد مجرای خروجی بطن چپ، که با گرادیان ۳۰ میلی‌متر جیوه یا بیشتر در مجرای خروجی بطن چپ در حالت استراحت یا تحریک‌شده مشخص می‌شود، در بین بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک شایع است و می‌تواند منجر به علائم شدید، از جمله نارسایی قلبی شود. سایر ویژگی‌های پاتوفیزیولوژیک شامل اختلال عملکرد دیاستولیک، نارسایی میترال و اختلال عملکرد سیستم عصبی خودکار است که ممکن است با انسداد مجرای خروجی بطن چپ تشدید شود.
کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک کودکان یک بیماری نادر است که شیوع آن ۳ تا ۹ نفر در هر ۱۰۰۰۰۰ کودک تخمین زده می‌شود. کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک کودکان با پیش‌آگهی بدتری نسبت به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک بزرگسالان همراه است، با خطر بیشتر آریتمی‌های تهدیدکننده زندگی و تقریباً دو برابر خطر پیوند قلب یا مرگ ناگهانی قلبی. هیچ درمان دارویی توسط سازمان غذا و دارو یا آژانس دارویی اروپا برای کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک کودکان تأیید نشده است و توصیه‌های دارویی فعلی از شواهد به دست آمده در مطالعات مربوط به بزرگسالان استنباط می‌شوند. چنین توصیه‌هایی شامل استفاده از مسدودکننده‌های بتا، مسدودکننده‌های کانال کلسیم غیر دی‌هیدروپیریدینی و دیزوپیرامید است. با این حال، این درمان‌ها فقط تسکین علائم را فراهم می‌کنند. تقریباً ۷ تا ۲۳ درصد از بیماران کودک برای رفع انسداد مجرای خروجی بطن چپ تحت عمل جراحی میکتومی قرار می‌گیرند. بنابراین، همچنان نیاز به درمان دارویی هدفمند وجود دارد که بتواند انسداد مجرای خروجی بطن چپ را به طور مؤثر کاهش داده و علائم را در بیماران کودک مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک انسدادی کاهش دهد.
ماواکامتن (Mavacamten) یک مهارکننده میوزین انتخابی و اختصاصی قلب است که برای درمان بزرگسالان مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک انسدادی علامت‌دار کلاس II یا III انجمن قلب نیویورک (NYHA) تأیید شده است.

اثربخشی و مشخصات ایمنی مطلوب ماواکامتن در بزرگسالان در پنج کارآزمایی بالینی فاز ۳ نشان داده شده است، در مطالعات طولانی مدت بعدی ادامه یافته و در مطالعات مشاهده‌ای تأیید شده است. اگرچه نشان داده شده است که ماواکامتن در کاردیومیوسیت‌های مشتق از سلول‌های بنیادی پرتوان القایی با ژنوتیپ متنوع از بیماران کودک مؤثر است، اما در یک گروه کودکان از نظر بالینی ارزیابی نشده است. در اینجا، ما نتایج مربوط به نقاط پایانی اثربخشی و ایمنی اولیه و ثانویه را در یک کارآزمایی فاز ۳ که برای ارزیابی اثربخشی و ایمنی ماواکامتن، در مقایسه با دارونما، در بیماران نوجوان علامت‌دار (۱۲ تا کمتر از ۱۸ سال) مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک انسدادی انجام و گزارش شده است.
درمان‌های دارویی تأیید شده برای کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک کودکان کم است و ممکن است مداخله جراحی در بیماران مبتلا به انسداد مجرای خروجی بطن چپ اندیکاسیون داشته باشد. اثربخشی و ایمنی ماواکامتن، یک مهارکننده میوزین قلبی که برای بزرگسالان در دسترس است، ارزیابی در نوجوانان را ضروری می‌کند.
روش‌ها: ما یک کارآزمایی فاز ۳، دوسوکور، تصادفی و کنترل‌شده با دارونما را شامل نوجوانان علامت‌دار (۱۲ تا کمتر از ۱۸ سال) مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک انسدادی کلاس II یا III انجمن قلب نیویورک انجام دادیم. بیماران به طور تصادفی با نسبت ۱:۱ برای دریافت ماواکامتن یا دارونما انتخاب شدند. نقطه پایانی اولیه، تغییر گرادیان فشار مجرای خروجی بطن چپ از حالت پایه تا هفته ۲۸ بود که توسط مانور والسالوا ایجاد شده بود.

نتایج: در مجموع ۴۴ بیمار تحت تصادفی‌سازی قرار گرفتند؛ ۲۳ بیمار (۳۵٪ از آنها زن بودند) در گروه ماواکامتن و ۲۱ نفر (۲۴٪ از آنها زن بودند) در گروه دارونما قرار گرفتند. میانگین (±انحراف معیار) سن بیماران در گروه ماواکامتن ۱۴.۷±۱.۷ سال و در گروه دارونما ۱۴.۶±۱.۷ سال بود و میانگین گرادیان مجرای خروجی بطن چپ والسالوا در حالت پایه در دو گروه مشابه بود (به ترتیب ۷۸.۴±۳۴.۱ میلی‌متر جیوه و ۸۰.۸±۴۷.۴ میلی‌متر جیوه). در هفته ۲۸، میانگین تغییر حداقل مربعات در گرادیان مجرای خروجی بطن چپ والسالوا در گروه ماواکامتن ۴۸.۵- میلی‌متر جیوه و در گروه دارونما ۰.۵- میلی‌متر جیوه بود (تفاوت، ۴۸.۰- میلی‌متر جیوه؛ ۶۷.۷- تا ۲۸.۳-). میزان بروز عوارض جانبی در دو گروه مشابه بود. دو بیمار در هر گروه دچار عوارض جانبی جدی شدند؛ در گروه ماواکامتن، ۱ بیمار دو دوره سنکوپ داشت و دیگری شوک نامناسبی را که توسط یک دفیبریلاتور قلبی-عروقی قابل کاشت اعمال می‌شد، تجربه کرد؛ در گروه دارونما، ۱ بیمار درد قفسه سینه داشت و دیگری افسردگی همراه با افکار خودکشی داشت. هیچ بیماری کاهش کسر جهشی بطن چپ به کمتر از ۵۰٪ نداشت. هیچ مرگی در طول آزمایش رخ نداد.
نتیجه‌گیری: در میان نوجوانان در بیماران مبتلا به کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک انسدادی، کاهش انسداد مجرای خروجی بطن چپ با ماواکامتن در یک دوره ۲۸ هفته‌ای به طور قابل توجهی بیشتر از دارونما بود.

N Engl J Med 2026;395:362-373. March 29, 2026. VOL. 395 NO. 4