تازه های پزشکی

سکوکینوماب (Secukinumab) در پلی میالژیا روماتیکا

John H. Stone, M.D., M.P.H., Frank Buttgereit, M.D., Alain Saraux, M.D., Ph.D., Wolfgang A. Schmidt, M.D

پلی میالژیا روماتیکا دومین بیماری روماتیسمی التهابی ایدیوپاتیک شایع پس از آرتریت روماتوئید است. پلی میالژیا روماتیکا تقریباً منحصراً در بزرگسالان ۵۰ سال یا بالاتر رخ می‌دهد و عمدتاً در زنان دیده می‌شود. این بیماری با بورسیت و تاندونیت مشخص می‌شود که با درد و سفتی شدید در گردن، شانه‌ها و کمربند لگنی همراه است و بر کیفیت زندگی و عملکرد فیزیکی تأثیر منفی می‌گذارد. پلی میالژیا روماتیکا تقریباً در ۱۶ تا ۲۱ درصد از بیماران با آرتریت سلول غول‌آسا مرتبط است. اگرچه پاتوژنز پلی میالژیا روماتیکا به طور کامل شناخته نشده است، اما افزایش واکنش‌دهنده‌های فاز حاد، افزایش سطح اینترلوکین-۱۷A و عدم تعادل بین سلول‌های T کمکی پیش التهابی نوع ۱۷ (Th17) و سلول‌های  T تنظیمی گزارش شده است. اینترلوکین-۱۷A در التهاب مفصلی و اطراف مفصلی نقش دارد که از ویژگی‌های بارز پلی‌میالژیا روماتیکا است. گلوکوکورتیکوئیدها، که یک درمان خط اول مؤثر برای پلی‌میالژیا روماتیکا هستند، توسط اتحادیه اروپایی انجمن‌های روماتولوژی (EULAR) و کالج روماتولوژی آمریکا (ACR) توصیه می‌شوند. این دستورالعمل‌ها کاهش تدریجی گلوکوکورتیکوئیدها را به سمت قطع کامل توصیه می‌کنند، زیرا این داروها خطر عوارض جانبی مانند عفونت‌ها، دیابت شیرین، پوکی استخوان، شکستگی‌های پاتولوژیک، عوارض قلبی عروقی (مانند فشار خون بالا و نارسایی قلبی) و بیماری‌های عصبی-روانی (مانند افسردگی و اضطراب) را افزایش می‌دهند. چنین عوارض جانبی بیشتر در افراد مسن و زنان، افرادی که بیشتر تحت تأثیر پلی‌میالژیا روماتیکا قرار می‌گیرند، رخ می‌دهد. حتی ۵ سال پس از تشخیص، ۲۵% از بیماران مبتلا به پلی‌میالژیا روماتیکا همچنان تحت درمان گلوکوکورتیکوئیدی قرار می‌گیرند. عود بیماری در ۴۳% از بیماران در سال اول درمان رخ می‌دهد که منجر به طولانی‌تر شدن مدت زمان مصرف گلوکوکورتیکوئید می‌شود. ساریلوماب، یک مهارکننده گیرنده اینترلوکین-۶، در حال حاضر تنها عامل بیولوژیکی تأیید شده برای استفاده در پلی میالژیا روماتیکا است. بنابراین، نیاز به درمان‌های اضافی وجود دارد که بتوانند باعث بهبودی پایدار شوند و در عین حال عوارض جانبی گلوکوکورتیکوئیدها را کاهش دهند.

کارآزمایی REPLENISH بر اساس شواهدی از فعال شدن مسیر Th17 در پلی میالژیا روماتیکا، اثربخشی سکوکینوماب در اسپوندیلیت انکیلوزان و آرتریت پسوریاتیک و شواهد اولیه اثربخشی از یک کارآزمایی فاز ۲ در آرتریت سلول غول‌آسا انجام شد. سکوکینوماب، یک آنتی‌بادی مونوکلونال کاملاً انسانی که به طور انتخابی اینترلوکین-۱۷A را خنثی می‌کند، دارای اثربخشی تثبیت‌شده و مشخصات ایمنی شناخته‌شده‌ای در موارد مصرف متعدد است. در اینجا، ما اثربخشی و ایمنی درمان با سکوکینوماب، همراه با یک دوره کاهش تدریجی ۲۴ هفته‌ای گلوکوکورتیکوئیدها، را در بیمارانی که اخیراً دچار پلی‌میالژیا روماتیکا شده‌اند، را مختصراً شرح می‌دهیم.

پلی‌میالژیا روماتیکا یک بیماری التهابی شایع است که با درد و سفتی در شانه‌ها و لگن مشخص می‌شود. گلوکوکورتیکوئیدها درمان خط اول هستند، اما عودها و اثرات سمی مرتبط با گلوکوکورتیکوئیدها رایج هستند، که نیاز به جایگزین‌های مؤثر را برجسته می‌کند. سکوکینوماب یک آنتی‌بادی مونوکلونال کاملاً انسانی است که به طور انتخابی اینترلوکین-۱۷A را مهار می‌کند.

روش‌ها: ما بیمارانی را که اخیراً دچار پلی‌میالژیا روماتیکا شده‌اند، ثبت‌نام کردیم و به طور تصادفی، با نسبت ۱:۱:۱، به مدت ۵۲ هفته سکوکینوماب را با دوز ۳۰۰ میلی‌گرم (گروه SEC-۳۰۰)، سکوکینوماب را با دوز ۱۵۰ میلی‌گرم (گروه SEC-۱۵۰) یا دارونما دریافت کردیم. بیماران در تمام گروه‌ها همچنین پردنیزون را طبق یک برنامه کاهش تدریجی به مدت ۲۴ هفته دریافت کردند. پیامد اولیه، بهبودی پایدار در هفته ۵۲ بود که به عنوان بهبودی (عدم وجود علائم یا نشانه‌های منتسب به پلی میالژیا روماتیکا و عدم تشخیص جدید آرتریت سلول غول‌آسا که نیاز به درمان فوری یا نجات‌بخش داشته باشد) تعریف می‌شود که از هفته ۱۲ تا هفته ۵۲ پایدار بود. دوز تجمعی سالانه گلوکوکورتیکوئید یک پیامد ثانویه بود. ایمنی نیز ارزیابی شد.

نتایج: در مجموع ۳۸۱ بیمار تحت تصادفی‌سازی قرار گرفتند و ۱۲۷ نفر به هر گروه اختصاص داده شدند. در ۵۲ هفته، بهبودی پایدار در ۴۱.۲٪ (۳۲.۸ تا ۴۹.۷) از بیماران گروه SEC-300، در ۴۰.۶٪ (۳۲.۲ تا ۴۹.۰) از بیماران گروه SEC-150 و در ۲۰.۴٪ (۱۳.۶ تا ۲۷.۲) از بیماران گروه دارونما مشاهده شد (P<0.001 برای مقایسه هر دوز سکوکینوماب با دارونما). میانگین دوز گلوکوکورتیکوئید تجمعی سالانه تنظیم شده در گروه SEC-300، ۱۶۸۳.۲ میلی‌گرم در گروه SEC-150 و ۲۰۹۳.۰ میلی‌گرم در گروه دارونما بود. عوارض جانبی جدی در ۱۳.۵% از بیماران گروه SEC-300، در ۱۵.۹% از بیماران گروه SEC-150 و در ۱۴.۲% از بیماران گروه دارونما رخ داد. نازوفارنژیت، واکنش‌های حساسیت بیش از حد، عفونت‌های دستگاه ادراری، عفونت‌های قارچی و کمردرد در گروه‌های سکوکینوماب شایع‌تر از گروه دارونما بود.

نتیجه‌گیری: در میان بیماران مبتلا به پلی‌میالژیا روماتیکا عودکننده، درمان با سکوکینوماب به همراه کاهش تدریجی ۲۴ هفته‌ای گلوکوکورتیکوئید منجر به درصد بالاتری از مرگ و میر شد.  بیمارانی که در دوره بهبودی هستند و دوزهای تجمعی گلوکوکورتیکوئید آنها کمتر از دوز کاهش تدریجی گلوکوکورتیکوئید به تنهایی است.

N Engl J Med 2026;395:637-647. June 3, 2026. VOL. 395 NO. 7